ایل بزچلو و قاراپاپاق

در این میان فقط طایفه قزاق که خود منشعب از ایل بزرگ بزچلو نمی باشد در ابتدا سنی بودند اما پس از ورود به محال سولدوز آنها نیز در اثر یکجا نشینی و معاشرت با طوایف دیگر قاراپاپاق به مذهب شیعه گرویدند. خاندان بزرگ علیاری ساکن دهستان دیزه از جمله قزاق های شیعه هستند که می توان به آن اشاره نمود.

 

مطالب و اطلاعات تاریخی برخی وب سایت ها درباره ایل بزچلو:

وب سایت خسروبیگ نیوز می نویسد:

مناطق شمال غربی استان مرکزی و حوالی کمیجان از جمله دهستان خسروبیگ را برچلو یا بزچلو مینامند . ناحیة بزچلو یا برچلو در مکاتبات اداری و تقسیمات کشوری بنام بخش وفس نامیده می شده است ، که مرکز آن شهرکمیجان می باشد و از چهار دهستان بنامهای اسفندان ، وفس، خسروبیگ و میلاجرد تشکیل گردیده است . در جلد دوم تاریخ اراک، صفحه 28 به نقل از عبرت نامه چنین آمده است و راوی این داستان فردیست به نام ملامیر باقر که درمتن واقع بوده وخود نظاره گر صورت حادثه واسارت وکشتار آن بوده است. در سال 1029 در بیست وسوم ربیع الاول شاه عباس بغداد را فتح وحکومت آنجا به قاسم خان افشار شفقت شد دراین زمان برحسب واقعه، جمعی از مردم آنجا را جلای وطن داده ودراطراف همدان وحدود درگزین موطن دادند ودهاتی چند راکه درناحیت وفس از توابع اراک فعلی وملحقات آن روز درگزین بوده دراختیار آنان گذاشته اند. به نقل ملامیر باقر از اهالی وفس، دهات مزبور عبارت از 15 ده بوده است که درتاریخ مذبور همة آنها نام برده شده است. اکثر این دهات جز یکی دوتای از آن اکنون هم موجود ودرنواحی وفس مشهور ومشار بالبنان می باشد واین دسته از کوچیده‌ها چون همه برمسلک سنت وجماعت بوده اند ودربین جماعت شیعه تعصبات مذهبی زیاد از خود بروز داده وبابومی‌ها اغلب درزد وخورد بوده اند تابسالهای 1135 و36 که احمد پاشا والی بغداد تاحدود اراک لشگر کشید وباعث قتل عام اهالی وفس شدند. در صفحات 249 تا 251 کتاب تذکره الملوک ، تعلیقات مینورسکی آورده است که : سی و دو خانوار و ایل بودند که ایلات حامی و پشتیبان اولیة صفوی بودند و میتوان از ایل‌های استاجلو ، شاملو و .... قره بجقلو ، برچلو ، قوین ، قرقلو ، بزچلو و .... را تا 32 ایل نام میبرد . ملاحظه می کنید که از نام دو ایل تحت عناوین : برچلو و بزچلو در این نوشتة تاریخی ذکر شده است و گمان نیز همانست که در واقع دو ایل با دو نام مذکور از نواحی ترکستان و ماوراءالنهر به منطقة اراک مهاجرت نموده و در این ناحیه اسکان یافته اند . مدتها پس از اسکان این دو ایل در این ناحیه و پس از اینکه در موارد گوناگون قابلیت‌های رزمی و جنگی آنان بر پادشاهان سلسله‌های مختلف آشکار شده است بخشی از آنها را به مناطق دیگر و خصوصاً مناطق درگیری و مرزها کوچ داده اند . حال حاضر زبان مورد تکلم مردم منطقه کمیجان و برچلو یا بزچلو ، ترکی است و البته لازم بذکر است که ترکی ناحیة کمیجان بدلیل احاطه شدن با فارسها بشدت به کلمات فارسی مخلوط شده است .

وب سایت شهر زیبای فامنین می نویسد:

حضور ایل بوزچلو را در مناطق مختلف مشاهده می‌کنیم. در آغاز ظهور صفویه که مردمان ناحیه شرقی آناتولی سخت طرفدار آنان بودند بخشی از بزچلو در آن نواحی ساکن بوده‌اند. و به هنگام تشکیل اتحادیه شاهسون یکی از اعضای اتحادیه مذکور بوزچلو است و پس از تشکیل اتحادیه مذکور بوسیله شاه عباس است که جریان جدیدی در سیاست کشورداری شاهان ایران پیش می‌آید.

در نظر شاه اسماعیل ایلات بزرگ، بیش از آنچه لازم بود کوچک جلوه می‌کردند و او از ایجاد اتحاد میان قبایل متعدد «قزلباش» را بوجود آورد. شاه عباس پس از تار و مار کردن قزلباش، اتحادیه شاهسون را به ظهور رسانید.

گوئی این اوج فوارة کمیت گرائی در مورد ایل‌ها بود که بلافاصله اصل «تجزیه گرائی» و سیاست خرد کردن ایلات جایگزین آن می‌شود، این سیاست توسط جانشینان شاه عباس دنبال شده بطوری که نادر نیز تجزیه کرد، که به موازات سیاست تجزیه، سیاست اسکان و «تخته قاپو» کردن ایلات به کار گرفته می‌شود، کریمخان زند در اسکان ایلات حرص زیادی نشان می‌داد.

شاهان قاجار با اینکه شخصاً روحیه ایلی و چادر نشینی را دوست می‌داشتند، باز به تجزیه و اسکان ایلات اهتمام می‌ورزیدند. در ابتدای سیاست تجزیه، بخشی از ایل بوزچلو در شمال غربی اراک و مشرق همدان جایگزین می‌شوند. امروز منطقه مزبور بنام بوزچلو نامیده می‌شود که در میان شهرکهای جدید کمیجان، نوبران، فامنین و قهاوند قرار دارد. آنچه امروز بنام بوزچلو می‌شناسیم تنها همین منطقه است که بتدریج اسم مکان شده و عنوان ایلی خود را کاملاً از دست داده است.

بر اساس همان سیاست تجزیه، بخشی از این بوزچلو که خود بخشی از ایل اصلی بوزچلو بوده، از منطقه مزبور، به ناحیه ایروان کوچ داده می‌شوند که علاوه بر مطلوب بودن اصل سیاست تجزیه، مقاصد نظامی و مرزداری و نیز «هدف از بین بردن وحدت کل مناطقی چون ارمنستان بوسیله حضور اقوام دیگر در میان آنها «مجموعا» بر شتاب این کوچ دادنها می‌افزودند.

لازم به ذکر است که یکی از روستاهای شهرستان فامنین ده برچلو می باشد که بین آجرلو و ینگجه واقع شده است.

وب سایت گورچان در یک نگاه می نویسد:

تاریخ سکونت و آبادانی و ظهور تمدن های بشری در خاک ایران قدمتی طولانی دارد و آثار باقیمانده در جای جای این کشور پهناور یادآور ظهور ، حیات و افول تمدن های کهن است . بدلیل نزدیکی و مجاورت این منطقه به همدان که اولین حکومت آریائی ها پس از مهاجرت به ایران در این شهر ظهور کرد و به علت سرسبزی و مراتع فراوان آن ، محل چراگاه و پرورش اسب ها و مادیان بود . بطور قطع این ناحیه در تاریخ باستان دارای سکنه بوده که وجود تپه های باستانی و گبری چرگزی در شهرستان و نیز زبان تاتی رایج در وفس ، چهره قان ، فرک و گورچان و ریشه یابی اسامی مکان های سکونتی مانند ووس ، آمارا ، پامرین ، میلاگرد ، چهره گان ، کمیزان و این قبیل اسامی امکنه که با تغییراتی درحال حاضر وفس ، آمر ، فامرین ، میلاجرد ، چهره قان و کمیجان تلفظ می شود و نیز خرابه های آتشکده های فردقان و تونل های زیرزمینی وفس و چشمه ویستان از تاریخ کهن منطقه حکایت می­کند .

علامه دهخدا در لغت نامه بزرگ خود در وجه تسمیه کمیجان و میلاجرد می گوید کمی و میلاد دو برادر از نوادگان سلسله هخامنشی بوده اند که به این منطقه آمده و کمی محل فعلی کمیجان و میلاد محل فعلی میلاجرد را تصاحب و شهرهایی با دژهای محکم و استوار بنا نمودند .

ایل بزچلو از ایلات شیعه و ترک زبان و یکی از ایلات قزلباش بود که در زمان ظهور صفویه به حمایت و پشتیبانی شاه اسماعیل صفوی برخاسته و در جنگ شاه صفوی با ازبک ها ، رئیس ایل بنام آدوربادور موفق به کشتن شیبک خان ازبک شده و سر ایشان را بعنوان تحفه به زیر پای اسب شاه اسماعیل پرتاب می نماید که بواسطه این خدمت بزرگ در سفر به کرمانشاه در کنار تپه چهرگزی کمیجان اردو می زنند واین منطقه را بعنوان تیول به سردار بزچلو هدیه و انعام می دهد و پس از آن ایل بزچلو به این منطقه عزیمت و ساکن می گردند . در زمان شاه عباس دوم تعدادی از این ایل به سمت گرجستان و نهایتا نقده کوچانده و در آنجا سکونت می نمایند . و در حقیقت نام طایفه و ایل به این منطقه گذاشته می شود . از سران این طایفه که بعدها به بهادری معروف شدند . از خوانین بزرگ منطقه می توان به آدوربادور ، بیگرخان ، محمدخان میرپنچ ، ابراهیم خان عاصم السلطنه ، عیسی خان و اکبرخان بهادری نام برد .

در یک پژوهش جامع و گسترده تاریخی که توسط پژوهشگر بزرگوار جناب آقای مهندس محمد کمیجانی (جاویدراد) انجام شده و بعنوان پژوهش برتر استان مرکزی انتخاب گردید . ایشان پس از ریشه یابی تاریخی منطقه نتایج ذیل را قریب به یقین می داند .

1- کمیجان و مناطق همجوار دارای سابقه تاریخی طولانی از زمان مادها تاکنون است که متاسفانه مورد بررسی های اکتشافی قرار نگرفته است .

2- قبایل ترک زبان از اهالی کمیجان ولایت چغان و چغانیان از ماوراءالنهر در اواسط قرن چهارم هجری به این منطقه کوچ کرده و شغل اصلی آنها دامداری بوده است .

3- نامگذاری کمیجان به این نام بیش از آنکه مربوط به فردی بنام کمی باشد مربوط به قبیله و مردم  ترک زبانی است که به این ناحیه کوچ کرده اند .

4- کوچندگان ترک زبان و دامدار و ایل هایی بنام  های بزچلو و بزچلو بوده اند که جزو قزلباش محسوب می شدند و در جریان به قدرت رساندن شاه اسماعیل صفوی موثر بوده اند .

5- در سال 1015 شمسی بدستور شاه عباس دوم بخشی از ایل های مذکور برای حراست از مرزهای شمال غرب به گرجستان کوچانده شدند که بعدها به نقده بازگشته و ساکن گردیدند .

6- جمعیتی که در حال حاضر در منطقه بزچلو یا برچلو  زندگی می کنند از بازماندگان همان دو  ایل هایی معروف و شجاع شیعی هستند .

در گذشته دین و مذهب مردم منطقه تابعیتی از وضعیت عمومی کشور داشت ، قبل از ظهور اسلام مردم منطقه زردشتی و قبل از ظهور صفویه مسلمان سنی مذهب و پس از استقرار ایل بزچلو مردم منطقه شیعه بوده و در حال حاضر زبان رایج شهرستان ترکی و در چهار روستای وفس ، چهره قان ، فرک و گورچان تاتی و زبان فارسی هم زبان دوم مردم منطقه می باشد .

      تقسیمات کشوری :

بخشداری کمیجان با عنوان بخش وفس در سال 1313 شمسی تصویب و در سال 1316 شمسی         راه اندازی گردید و در سال 1381 به شهرستان ارتقاء پیدا کرد . که در حال حاضر ، دارای 2 شهر (کمیجان ، میلاجرد) 2 بخش (مرکزی ، میلاجرد) 4 دهستان (اسفندان ، خنجین ، خسروبیک و میلاجرد) و 61 آبادی دارای سکنه می باشد .

دانلود کتابچه اسامی فوج بزچلو

نگهداری در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی

/ 0 نظر / 132 بازدید